راس و ریشه ایمان خوش اخلاقی و خود را به راستی آراستن است......................امام علی(ع)
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 954
 بازدید امروز : 685
 کل بازدید : 394084
 بازدیدکنندگان آنلاين : 3
 زمان بازدید : 0/3072
متولی کرسی آزاداندیشی باید آزاد اندیش و محتواگرا باشد

«تضارب آراء سبب تولید نظر صحیح می شود» این موضوعی است که در بیانات مقام معظم رهبری در قالب موضوع "برپایی کرسی های آزاد اندیشی" بارها مورد تاکید قرار گرفته است. ولی هنوز در برپایی این کرسی ها جدیتی مشاهده نمی شود. ایجاد کرسی های آزاد اندیشی، اولین بار در بهمن ۸۱ و در نامه ای که رهبر معظم انقلاب به جمعی از دانش آموختگان حوزه علمیه داشتند مورد اشاره قرار گرفت.  

تاکیدات ایشان بر ضرورت راه اندازی کرسی های مناظره، نقد، نظریه پردازی و آزاداندیشی در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی در آبان ماه سال ۸۸ در دیداری که جمعی از نخبگان کشور با معظم له داشتند باعث شد تا آیین نامه تشکیل کرسی آزاد اندیشی که مدت ها بی رمق باقی مانده بود دوباره مطرح شود با گذشت دو سال از طرح این موضوع در جدیدترین خبر درباره برگزاری کرسی های آزاد اندیشی اخیرا اعلام شده است که معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم وعده داد آیین نامه جدید کرسی های آزاد اندیشی ابلاغ شود.به گفته غلامرضا خواجه سروی وزارت علوم دستگاه سیاست گذار و حامی حوزه کرسی  های آزاداندیشی است و با توجه به تاکید مقام معظم رهبری مبنی بر شکل گیری این کرسی  ها در دانشگاه ها، در سال ۸۸ مجوز برگزاری کرسی  های آزاداندیشی حتی بدون ابلاغ آیین نامه  به دانشگاه ها ارائه شده است. وی همچنین از برگزاری حدود هزار کرسی آزاداندیشی در دانشگاه ها خبر داد که حدود۷۰ درصد از این کرسی  ها با موضوع علمی و۳۰ درصد دیگر در حوزه مسائل سیاسی و روز برگزار می شود.

به هر شکل با وجود آماری که معاون فرهنگی و اجتماعی وزیرعلوم اعلام کرده است به نظر می رسد خروجی این نشست ها و کرسی های آزاد اندیشی برای دانشگاهیان و استادان و حتی حوزویان راضی کننده نبوده است و این گروه انتقادهایی به نحوه برپایی این کرسی ها وارد می کنند. به همین دلیل با عماد افروغ جامعه شناس و استاد دانشگاه درباره مباحث و انتقادهایی که در زمینه برگزاری کرسی های آزاد اندیشی مطرح است، به گفت وگو نشستیم.

 

فرمالیزم کور بر کرسی های آزاد اندیشی حاکم است

دکتر افروغ معتقد است که در خصوص بحث کرسی های آزاد اندیشی در کشور ما فرمالیزم کور حاکم است.به عبارتی به جای این که به مفروضات و ملزومات و ظرایف و ابعاد این مسئله توجه شود، ممکن است صرفا موضوعات سطحی انتخاب شود و بعد با حضور استادان به اصطلاح "بی مسئله " کرسی آزاد اندیشی هم برگزار کنند . وی می گوید: این اتفاق در حالی روی می دهد که اولا قرار نیست در آزاد اندیشی گزینش سیاسی انجام شود،ثانیا قرار نیست افرادی انتخاب شوند که جایگاه علمی و نظریه پردازی نداشته باشند و ثالثا برگزاری کرسی آزاد اندیشی بدون آزادی عمومی و بدون فضای آزاد روشنفکری امکان پذیر نیست.وی ادامه می دهد: واقعیت این است که اگر دانشگاه ها و محافل رسمی می خواهند متولی کرسی آزاد اندیشی باشند ، باید در فضای عمومی جامعه، روشنفکری بالنده وجود داشته باشد که حداقل این فضای سیال و پر نشاط روشنفکری بتواند برای آزاد اندیشی طرح سوال و موضوع کند. وی با تاکید بر این که در این قضیه ما باید نگاه محتوایی به قضایا داشته باشیم ، نه یک نگاه شکلی و فرمی خاطرنشان می کند:نباید این گونه باشد که ما فقط گزارش کار بدهیم . به عنوان مثال بگوییم ما کرسی آزاد اندیشی داریم . در حال حاضر بسیاری از افراد نظریه پردازی می کنند و حسب آزاد اندیشی خودشان دست به تولید می زنند. اما تا چه اندازه این افراد در دانشگاه ها فضای مانور دارند و تا چه اندازه در نظام آموزشی ما جایگاهی شایسته دارند.

افروغ اضافه می کند: درباره این مسئله حرف و حدیث بسیار است اما خوشحالیم که در کنار این هیاهوی تبلیغاتی و جنجال های سیاسی و کمیت گرایی های متداول رهبرمعظم انقلاب اشاره می کنند که بیش از صد بار درباره برگزاری این کرسی های آزاد اندیشی گفته ام. این نشان می دهد که ایشان رضایتی از وضع موجود ندارند.این جامعه شناس با انتقاد از نگاه گزینشی و سیاسی به این موضوع و بی توجهی به ملزومات و عوامل موثر بر آزاد اندیشی تاکید می کند:متاسفانه شرایط به گونه ای است که ما با هر مطلب عمیقی که رهبر معظم انقلاب انگشت می گذارند ، بلافاصله برخورد فرمی می کنیم .در هر زمینه ای همین طور است. مبارزه با مفاسد اقتصادی و نام گذاری سالانه هم اسیر این برخورد شکلی است . در حالی که باید ریشه یابی شود البته برخورد فرمی وشکلی برای عده ای جواب می دهد اما این گونه برخورد کردن برای هدف نهایی و انگیزه مورد نظر قطعا جواب نمی دهد. ظاهرا عده ای عادت کرده اند به این وسیله به نام و نانی برسند. وی با طرح این سوال که چه کسانی می خواهند متولی کرسی های آزاد اندیشی باشند، تصریح می کند: اصلا کرسی آزاد اندیشی به حریت و شجاعت پیوند خورده است. وقتی حریتی و شجاعتی نیست چگونه می شود کرسی آزاد اندیشی را سامان داد ؟ چه کسانی می خواهند متولی این قضایا باشند ؟ آیا کسانی که رشته مهندسی یا پزشکی و علوم پایه دارند می توانند از پس این کار بر بیایند و آیا واقعا کار ، کار آن هاست! به هر حال در یک فضای بیش از حد شکلی و سیاست زده بیش از این نمی توان سخن گفت.

 

برخی موضوعات صرفا فانتزی است

تحقق منویات مقام معظم رهبری و برگزاری کرسی های آزاد اندیشی به تمهیداتی نیاز دارد که باید اهتمام بیشتری نسبت به آن ها داشت. افروغ درباره این موضوع می گوید:در مرحله اول باید به مفروضات وعوامل و مولفه های این قضیه توجه شود . نگاه محتوایی و کیفی و نه نگاه کمی به برگزاری این کرسی ها هم قدم دوم است . به عبارتی برگزاری یک کرسی تعیین کننده بهتر از صد کرسی بی اثر است. باید مباحثی مانند حکومت داری و مسائلی که از آن به عنوان فقه سیاسی یاد می شود و حدود اختیارات مردم و حدود وظایف دولت و پاسخگویی دولت و نسبت قدرت و مسئولیت مطرح شود. یعنی قرار نیست موضوعات فانتزی و موضوعاتی که مربوط به جامعه ما نیست و یا هر موضوع دیگری به صورت تفننی در دستور کار آزاد اندیشی قرار بگیرد. بلکه باید مسائل مورد نیاز ما، مسائلی که با آن ها مواجه هستیم مطرح شود. مسائلی که به انقلاب و اهداف انقلاب اسلامی بر گردد و امروز ما شاهد تجلی آن هستیم این ها می تواند مورد نظر قرار بگیرد. افروغ به مکتوب هایی اشاره می کند که موضوع آن ها همین برگزاری کرسی های آزاد اندیشی است و می گوید:گاهی برخی از این مکتوب های آزاد اندیشی به دستم می رسد.مثلا آقایی نظریه ای را مطرح کرده است، جدا از این که این نظریه فانتزی است و ربطی به مسائل ما ندارد ولی بیش از دو سوم این مجموعه به معرفی اعضایی پرداخته است که در آن کرسی شرکت کرده اند و به اصطلاح زندگی نامه علمی افراد شرکت کننده در کرسی است! حال این سوال مطرح است که آیا برای دیگران مهم است شرکت کننده دراین کرسی چه سابقه علمی دارد یا مهم بحث مورد نظر است؟ واقعا زندگی نامه علمی آن هایی که در این بحث شرکت کرده اند چه نسبتی با این کرسی آزاد اندیشی دارد. متاسفانه ما اسیر فرمالیزم و شکل گرایی هستیم.

وی با تاکید بر این که متاسفانه به علم و مسائل و موضوعات مبتلا به ما آسیب جدی وارد شده است، تصریح می کند: در حال حاضر شرایط به گونه ای است که وقتی هر از چند گاهی افراد اظهار نظری مرتبط با مسائل اصلی کشور می کنند، همین افراد با انواع و اقسام برخوردها و هجمه ها روبه رو می شوند. آیا واقعا این آزاد اندیشی است! عنوان آزاد اندیشی روی آن است یعنی " آزاد " اندیشی. یعنی هیچ مانع و هتک حرمتی نباشد. افراد ایمن باشند. حداقل از طرف دولت ایمن باشند. اصلا آزاد اندیشی در محافل علمی بدون آزادی بیان و تفکر و آزادی عرصه روشنفکری امکان پذیر نیست.وی وضعیت روشنفکری در غرب را مورد اشاره قرار می دهد و می گوید: من نمی خواهم ایران را با غرب مقایسه کنم ولی نقطه عطفی که د رغرب ایجاد شد و غرب امروز غرب شد معلول روشنفکران آزاد قرن ۱۷ است.هیچ یک از روشنفکران تراز اول سده ۱۷ غرب ، دانشگاهی نبودند. دکارت ، اسپینوزا و لایپنیتس دانشگاهی نبودند. به لحاظ محتوا نظر نمی دهم فقط می گویم که این یک واقعیت اجتماعی است ، به این واقعیت ها باید توجه کرد. وی می افزاید: روز اول که کرسی آزاد اندیشی شکل گرفت معلول طرح سوال ها و پرسش هایی بود که بسیاری از روشنفکران متعهد ما مطرح کردند. اما متاسفانه الان این افراد که از فضای عمومی جامعه بودند دستی بر آتش ندارند و این موضوع در فضای رسمی به یک دستورالعمل تبدیل شده و این معضل ماست. یعنی شرایط به گونه ای شده است که بلافاصله آقایان می خواهند به این وسیله ارتقا پیدا کنند و بگویند که تعداد مقالات ما این اندازه بوده است. خوشحالم که مقام معظم رهبری در بیاناتشان فرمودند تعداد مقاله و کمیت مهم نیست. ببینید شرایط ما به گونه ای شده است که فقط ما باید منتظر باشیم تا رهبری صحبتی کنند. یکی از مسائلی که باعث می شود این گونه مسائل رونق پیدا نکند این است که عده ای سعی می کنند با اتکا به رهبری نان بخورند. این افراد به جوهر وجایگاه و فضیلت و منزلت رهبری کاری ندارند بلکه فقط به این کار دارند که درجامعه وانمود کنند ما تابع رهبری هستیم آن هم زمانی که مقام معظم رهبری سخنی بگویند، آیا این افراد قبل از این که رهبری هشدار بدهند نمی توانند فکر کنند!

 

 

آزادی تفکر با آزادی عمل متفاوت است

طرح این مباحث این نکته را به ذهن متبادر می کند که در بحث کرسی های آزاد اندیشی آیا باید آزاد اندیشی مطلق وجود داشته باشد ، بدون هیچ مانعی؟ افروغ دراین باره توضیح می دهد:وقتی بحث آزاد اندیشی در ساحت فکر مطرح می شود، به هیچ وجه مانعی وجود ندارد.

 

بنده در بحث آزادی تفکر هیچ مانعی نمی شناسم و هیچ مانعی نباید باشد. موانع برای آزادی عمل است.همان طور که شهید مطهری گفته آزادی تفکر با آزادی عقیده و آزادی تفکر با آزادی عمل متفاوت است. ما وقتی کرسی آزاد اندیشی را مطرح می کنیم، بحثمان حوزه اندیشه و فرهیختگی و فکر است. یعنی صاحب اندیشه باید با خیال آسوده بیاید. قرار نیست که این مناظره ها در میدان انقلاب برگزار شود. قرار است در حوزه های علمیه و در محافل دانشگاهی تشکیل شود.

 

یک بحث واقعا متعالی !

به افروغ یادآوری می کنیم که گاهی برای همین افراد فرهیخته و دانشگاهی ابراز عقایدشان حتی در چارچوب همین کرسی های آزاد اندیشی نیز مشکل ایجاد کرده است ، پاسخ می دهد:از همین روست که می گویم باید زمینه سازی شود. در محافل علمی ما آن قدر باید فضا پر نشاط و آماده باشد که اقوال متفاوت پذیرفته شود. درباره این مطلب به ماجرایی از زمان استاد شهید مطهری می توان اشاره کرد.

استاد مطهری در زمان شاه به دانشکده الهیات نامه می نویسد و تقاضا می کند یک مارکسیست دو آتشه بیاورند تا درس مارکسیسم بدهد و ایشان هم پاسخ بدهند. این گونه بحث کردن واقعا یک بحث متعالی است ، در حالی که ما اکنون با انواع و اقسام نابردباران مدعی بردباری روبه رو هستیم . کسانی که ادعای بردباری می کنند ولی در عمل بردبار نیستند. حتی همان هایی که یک زمانی شعار تسامح تساهل می دادند حزبی برخورد می کردند.آن ها دانشگاه ها را از نیروهای مخالف خودشان پاک سازی کردند. درحالی که واقعا ما باید بفهمیم دانشگاه محل تضارب آراست. دانشگاه پادگانی نظامی به نام حزب سیاسی و یا به نام آزاد اندیشی نیست.

این جامعه شناس با تاکید مجدد بر ضرورت وجود آزادی فکر و اندیشه تصریح می کند:به هرحال چشم امیدمان در نظریه پردازی و آزاد اندیشی باید متوجه کسانی باشد که در نهادهای رسمی قرار ندارند؛کسانی که در عرصه عمومی و فضای آزاد روشنفکری کار می کنند. زیرا با این وضعی که دانشگاه ها و برخی از محافل دیگر دارند، نمی توان توقع آزاد اندیشی داشت. البته منظور آزادی فکر و اندیشه است و نه آزادی های دیگر. حال با این صحبت ها اگر مصاحبه من چاپ شود برخی می گویند که افروغ تغییر موضع داده واصلاح طلب شده است! درحالی که این حرف ها متعلق به سال های گذشته من است . بروید در کتاب هایم بخوانید . من در کتاب هایی که نوشته ام آورده ام که اگر فکر آزادباشد و هیچ مانعی نداشته باشد به توحید می رسد. این ها معانی بلندی است که در آثار بزرگان ما بوده است. متاسفانه هنوز این موانع برطرف نشده است.

وی ادامه می دهد:به هرحال اگر ملاک های محتوایی وسط بیاید آن گاه معلوم می شود چه کسی آزاد اندیش است و چه کسی نیست؟ آزاد اندیشی با فرم و قالب سنجیده نمی شود، با کیفیت و با محتوا سنجیده می شود و محتوا یعنی این که فرد آزاد از هر گونه تعلق و دغدغه سیاسی و اقتصادی باشد و فارغ از دغدغه ارتقا و منزلت علمی راحت بتواند حرفش را بزند.در این شرایط است که می توانیم بگوییم کرسی های آزاد اندیشی ،آزادی بیان و آزادی روشن فکری عمومی متبلور شده است.

 

 

کرسی آزاد اندیشی ، میتینگ سیاسی نیست

اما آیا جامعه دانشجویی ما آمادگی پرداختن به مباحث کرسی های روشن فکری را دارند؟ افروغ در این باره معتقد است که جامعه دانشجویی هم باید مدیریت و هدایت شود. وی می گوید:دانشجویان هم باید تربیت شوند که حرف را بشنوند و پیش داوری نکنند . از طرف دیگر به شرکت کنندگان در این کرسی های روشن فکری باید توصیه کنیم که بدانند بین کرسی آزاد اندیشی و میتینگ سیاسی تفاوت وجود دارد یعنی هر استاد یا هر فردی شایستگی حضور در این کرسی ها را ندارد و فقط افرادی هستند که به یافته ها و داده هایی رسیده اند و می توانند آن را مطرح کنند . قصدشان هم فقط طرح یک اندیشه است که بتوانند گرهی از گره های یک کشور باز کنند یا یک مسئله فکری را در کشور جا بیندازند. بنابراین هم این فرد باید منطق گفت وگو و آزاد اندیشی را بداند و هم دانشجو یا استادی که می خواهد پای این صحبت ها بنشیند باید ظرفیت و تحمل شنیدن آن را داشته باشد. این گونه نباشد که اگر آن ها حرفی را شنیدند که به مذاقشان خوش نیامد انواع و اقسام شعار ها و انگ های سیاسی را به گوینده ابراز کنند. البته این موضوعات مدیریت و هدایت می خواهد و کسانی که در دانشگاه ها مسئولیت دارند باید ممارست لازم را انجام بدهند که این اتفاق رخ ندهد.

این جامعه شناس با تاکید بر این که نباید کمیت گرایی را در بحث برپایی کرسی های آزاد اندیشی ملاک قرار دهیم، تصریح می کند:اگر ملاک کمیت است همین الان هم آمار داده اند که هزار کرسی آزاد اندیشی برگزار کرده اند . این خبرعالی است اما چرا مسائل کشور حل نشده است و حرف تازه ای زده نمی شود. معلوم است که این مسائل فقط مبنایی شده برای این که عده ای ارتقا پیدا کنند. متاسفانه وقتی بحث کرسی های آزاد اندیشی شاخصی قرار می گیرد برای این که استاد ارتقا پیدا کند و با او دستوری برخورد می شود دیگر او برای این که آزاد اندیشی را رواج بدهد حرف نمی زند بلکه تلاش او برای ارتقای علمی است. به هر حال الان در دانشگاه های ما فرمالیزم حاکم است آن هم توسط کسانی که نه علم را می شناسند نه نسبت علم را با فرهنگ می دانند و نه فلسفه علم و فلسفه علوم اجتماعی را می شناسند. متاسفانه این ماجرا به دست عالمان ابزاری افتاده است. وی خاطرنشان می کند: در چنین شرایطی آن کس که می خواهد متولی کرسی آزاد اندیشی باشد باید در وهله اول آزاد اندیش و آزاد و محتوا گرا باشد و اسیر فرمالیزم و شکل گرایی نباشد و قصد او نباید دست یابی به ثروت و قدرت و منزلت علمی و کسب شهرت باشد.